جستجوی مقاله

مقایسه تشبیه و استعاره در بلاغت کلاسیک و دیدگاه محمود بستانی در قرآن

دسته بندی موضوعی : برنامه ریزی درسی و آموزشی

زبان : فارسی

نوع فایل : PDF

تعداد صفحات : 17

وضعیت : این مقاله توسط هیات داوران پایگاه ایران ژورنال داوری شده است
فصل نامه علمی تخصصی پژوهش برتر - سال اول شماره چهارم - زمستان 1404

نویسندگان :
محمد بشیرزاده قراغلی کارشناسی ارشد.زبان و ادبیات عربی


ثبت شده توسط : ایران ژورنال

لینک مستقیم مقاله :

چکیده فارسی :

بلاغت کلاسیک عربی تشبیه و استعاره را دو رکن اصلی بیان می‌داند. تشبیه در این نظام بر چهار رکن مشهور یعنی مشبّه، مشبّه‌به، ادات تشبیه و وجه شبه استوار است. استعاره در بلاغت قدیم نوعی تشبیه فشرده تلقی می‌شود که برخی ارکان آن حذف شده است. در نگاه سنتی، استعاره انتقال معنا از حوزه‌ای به حوزه‌ای دیگر بر پایهٔ مشابهت است. دانشمندانی چون عبدالقاهر جرجانی نقش محور مشابهت را در شکل‌گیری استعاره اساسی می‌دانستند. بلاغت کلاسیک میان گونه‌های مختلف تشبیه مانند مفصل، مجمل و بلیغ تفاوت می‌گذارد. در این سنت، تشبیه ابزاری برای توضیح، روشن‌سازی و تقریب معنا به ذهن است، در حالی‌که استعاره برای عمق‌بخشی و آفرینش تصویرهای هنری به کار می‌رود. مفسران بلاغی قرآن نیز عمدتاً در چارچوب همین نظام تحلیل می‌کردند. اما با ظهور رویکردهای جدید، نگاه تازه‌ای به بیانیه‌های قرآنی شکل گرفت. محمود بستانی از مهم‌ترین نمایندگان این رویکرد نوین است.
بستانی در آثار خود بر استقلال نظام بیانی قرآن تأکید می‌کند و معتقد است تعاریف سنتی برای تحلیل ساختارهای بلاغی قرآن کافی نیست. او تشبیه قرآنی را فراتر از یک رابطهٔ مشابهت ظاهری می‌بیند. از نظر او، تشبیه در قرآن حرکت معرفتی ایجاد می‌کند و مخاطب را از یک تصویر عادی به افق معنوی تازه‌ای منتقل می‌سازد. در نگاه بستانی، تشبیه قرآن یک جهش معنایی می‌آفریند و تجربه‌ای حسی‌ـ‌ذهنی برای خواننده می‌سازد. او بر این باور است که تشبیه در قرآن صرفاً جنبهٔ زیباشناختی ندارد، بلکه کارکرد تربیتی و معرفتی نیز دارد. بستانی با تعریف مشهور «حرکت از محسوس به معقول» موافق نیست و آن را کافی نمی‌داند؛ بلکه تشبیه را «حرکت از تجربهٔ انسانی به افق معنوی» تعریف می‌کند. او قالب‌بندی‌های سنتی تشبیه را برای قرآن ناکافی می‌بیند. از نگاه او تشبیه قرآنی پویا، چندلایه و تصویری است و نقش خواننده را در شکل‌گیری معنا نادیده نمی‌گیرد.
اما در مورد استعاره، فاصلهٔ بستانی با بلاغت کلاسیک چشمگیرتر است. در بلاغت قدیم استعاره ادعای مشابهت و ابزاری برای تزیین کلام است. اما بستانی معتقد است استعارهٔ قرآنی صرفاً کاهش ارکان تشبیه نیست، بلکه سازوکار تولید معنای نو است. او استعاره را نه یک حذف شکلی، بلکه یک تحول معنایی می‌داند که زاویهٔ دید مخاطب را دگرگون می‌کند. از نظر او استعارهٔ قرآنی فضای جدیدی از معنا خلق می‌کند و هویت مستقلی نسبت به استعارهٔ ادبی دارد. بستانی میان استعارهٔ بیانی و استعارهٔ تربیتی تمایز می‌گذارد و استعارهٔ تربیتی را ویژهٔ قرآن می‌داند. این استعاره مخاطب را درگیر تحول ارزشی و اخلاقی می‌کند، چیزی که در بلاغت سنتی کمتر مطرح شده بود. او استعارهٔ قرآنی را نه فقط ابزار زیبایی، بلکه عامل تغییر نگرش انسان معرفی می‌کند.
بستانی برای تحلیل قرآن از نظریهٔ تصویر استفاده می‌کند و تشبیه و استعاره را جزئی از یک منظومهٔ تصویری به‌هم‌پیوسته می‌داند. بلاغت کلاسیک فنون بیانی را مستقل از ساختار کلان متن بررسی می‌کرد، اما بستانی آنها را تابع شبکهٔ معنایی آیات می‌بیند.

کلمات کلیدی فارسی :
بلاغت کلاسیک ، استعاره ، تحلیل ، افق معنوی ، فنون بیانی

دانلود فایل کامل مقاله


صدور گواهینامه نمایه سازی، چاپ و انتشار

من نویسنده این مقاله هستم


لینک ثابت به این مقاله:
https://iran-journals.com/doc/2214

دانلود فایل کامل مقاله


نحوه استناد به مقالات در پایگاه ایران ژورنال:
در صورتی که می خواهید در اثر پژوهشی خود به این مقاله ارجاع دهید، به سادگی می توانید از عبارت زیر در بخش منابع و مراجع استفاده نمایید:
بشیرزاده قراغلی ، محمد ، 1404، مقایسه تشبیه و استعاره در بلاغت کلاسیک و دیدگاه محمود بستانی در قرآن، https://iran-journals.com/doc/2214
در داخل متن نیز هر جا که به عبارت و یا دستاوردی از این مقاله اشاره شود پس از ذکر مطلب، در داخل پارانتز، مشخصات زیر نوشته می شود.
برای بار اول: (1404، بشیرزاده قراغلی ، محمد ؛)
برای بار دوم به بعد: (1404، بشیرزاده قراغلی ؛)

جستجوی مقالات
ok