وقتی نام «شهر سوخته» (در دل دشت سیستان و حاشیه تالاب هامون) به میان میآید، ناخودآگاه تصاویری از یک کلانشهر عصر برنز در پنجهزار سال پیش در ذهن نقش میبندد؛ شهری که مردمانش پیش از ساخت بسیاری از تمدنهای بزرگ باستانی، سیستم فاضلاب شهری داشتند، سفالهای منقوششان اولین انیمیشن تاریخ را روی خود جای دادند و بازیهای فکریِ ساختارمند انجام میدادند. اما در میان تمام این یافتههای خیرهکننده، یک قطعهی کوچک در گورستانی پنجهزارساله توجه پژوهشگران پزشکی و باستانشناسی جهان را به خود جلب کرده است: کهنترین پروتز چشم مصنوعی شناختهشده در تاریخ بشر.
زن بلندقامت، نگاه طلایی و اسرار حدقه چشم
در جریان کاوشهای باستانشناسی تیم ایرانی به سرپرستی دکتر سیدمنصور سیدسجادی در محوطه شهر سوخته، اسکلت زنی حدوداً ۲۸ تا ۳۲ ساله کشف شد که قدمت آن به حدود ۲۹۰۰ تا ۲۸۰۰ پیش از میلاد مسیح (نزدیک به ۴۸۰۰ الی ۴۹۰۰ سال پیش) میرسید. نکته شگفتانگیز این گور، قرار داشتن یک شیء نیمکرهای در حدقه چشم چپ این زن بود.
بررسیهای ریزبینانهی علمی نشان داد که این شیء صرفاً یک تزیین ساده نیست، بلکه یک پروتز یا چشم مصنوعی کاملاً مهندسیشده است که با مهارت بالایی برای بازسازی ظاهر صورت این زن ساخته شده بوده است.
از چه ساخته شده بود؟ فناوری ساخت یک پروتز در عصر برنز
تجزیه و تحلیلهای مواد بهکاررفته در این چشم مصنوعی، ظرافت صنعتگران شهر سوخته را آشکار میکند:
۱. پایه و بدنه اصلی:
ترکیبی از قیر طبیعی (بیتومن) مخلوط با چربی حیوانی که ساختاری سبک، بادوام و سازگار با فرم حدقه چشم ایجاد کرده است.
۲. شبیهسازی رگهای مویین:
روی بدنهی نیمکرهای این پروتز، خطوط بسیار ظریفی با استفاده از سیمهای طلا (که ضخامت آنها کمتر از نیممیلی متر است) به کار رفته تا شبکهی مویرگی چشم انسان را تداعی کند.
۳. مرکز چشم و نمادها:
دایرهای در مرکز این نیمکره تعبیه شده تا نقش قرنیه را بازی کند و خطوط شعاعی متعددی از آن منشعب میشود؛ طراحان این اثر، ظاهراً علاوه بر کارکرد زیباییشناختی، نگاهی نمادین (شبیه به پرتوهای نور یا نظریههای اولیه دربارهی بینایی) نیز به ساختار آن داشتهاند.
۴. قابلیت اتصال:
دو سوراخ بسیار ریز در دو طرف این نیمکره ایجاد شده بود که نشان میدهد این پروتز به وسیلهی نخ یا بندی ظریف در حفرهی چشم فیکس و مهار میشده است.
در کنار این اسکلت، یک کیف چرمی کوچک نیز کشف شد که باستانشناسان آن را به عنوان «جعبهی نگهداری» یا قاب این چشم مصنوعی ارزیابی کردهاند؛ جزئیاتی که نشان میدهد این شیء ارزشمند، در زندگی روزمره آن زن کاربرد داشته و از آن محافظت نمیشده مگر به عنوان یک ابزار شخصی کارآمد.
فراتر از افسانهها؛ واقعیت دانش پزشکی در شهر سوخته
در سالهای اخیر، برخی روایتهای غیرعلمی در شبکههای اجتماعی ادعاهایی نظیر وجود «لنزهای تماسی رنگی» یا «ابزار جراحی مغز و آینههای پزشکی پیشرفته» را به شهر سوخته نسبت دادهاند. با این حال، بررسی مقالات معتبر باستانشناسی و پزشکی (مانند مطالعات منتشرشده در نشریات تخصصی) نشان میدهد که:
این شیء یک پروتز چشمی خارجقرنیهای (Ocular Prosthesis) است، نه لنز تماسی (لنزها روی قرنیه قرار میگیرند و تکنولوژی ساخت شیشه و پولیمرهای آن مربوط به قرنها بعد است).
آینههای مفرغیِ یافتشده در برخی گورهای این شهر، اشیایی ارزشمند و آرایشی/آئینی بودهاند و مدرکی دال بر کاربرد جراحی آنها وجود ندارد.
با این حال، شواهدی از جراحیهای محدود جمجمه (ترپاناسیون) بر روی برخی اسکلتهای کهن این سایت گزارش شده که نشاندهندهی مهارت تجربی قابلتوجه جراحان عصر برنز در فلات ایران است.
سخن پایانی
چشم مصنوعی شهر سوخته تنها یک اثر باستانی گرانبها نیست؛ بلکه سندی زنده از درک عمیق انسانهای هزارههای دور نسبت به کرامت انسانی، ترمیم نقصهای فیزیکی و تلاش برای بازگرداندن زیبایی و توازن به زندگی فردی است. هنرمند و صنعتگری که پنجهزار سال پیش در دل دشت سوزان سیستان با قیر، طلا و ابزارهای ابتدایی دست به خلق چنین شاهکاری زده، بهخوبی راهی را گشوده که امروز در مدرنترین کلینیکهای جراحی فک و صورت و پروتز دنبال میشود.